توجه توجه
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
من اینجارو بخاطر تو! مجدد راه اندازیش کردم. حالا به هر دلیل تصمیم گرفتم برای یه مدتی بلاکت کنم که یخورده از شر من دور باشی و نفسی بکشی. اما اگه اینجاسر میزنی لطفا اطلاع بده. من تصمیم دارم هر مطلبی که می نویسم کپی پیستش رو ابنجا بیارم. ولی تا خبر ندهی این اتفاق نخواهد افتاد.
گفت و شنود با "فروغ"
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
من احتیاج داشتم که درخودم رشد کنم و این رشد زمینه می خواست و می خواهد . با قرص های ویتامین نمی شود یک مرتبه قد کشید ... من هنوز ساخته نشده بودم . زبان و شکل خودم را و دنیای فکر خودم را پیدا نکرده بودم . توی محیط کوچک و تنگی بودم که اسمش را می گذاریم زندگی خانوادگی ..."دیوار" و "عصیان " درواقع دست و
فروغ در عقد گلستان بود؟
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
از ۲۵ بهمن سرد ۱۳۴۵ یک ماه دیگر پنجاه سال می گذرد،آن روز در باغچه زرکنده، جمعی مبهوت، چو مرغی نیم بسمل بودند، و بخار از لای در غسالخانه بیرون می زد، تن زخم دیده و شکسته فروغ را آن جا می شستند. از همان زمان در هرکجا که می شد او را دنبال کرده ام، به اقتضای حرفه. فردای خداحافظی با زنی باهنر در آستانه ف
نقاش
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
اولین بارتوکوپه ی قطار دیدمش. چهره ای دلنشین و آرام داشت با لبخندی نه چندان آشکار اما تشخص بخش. راستش را بخواهید همین مدل خندیدنش بود که در آغاز مرا جذب خودش کرد. لبخندی شبیه به باربارا کریسمس، زن بر نامه ساز و مجری یک شوی تلویزیونی در فرانسه که زمانی یکی از دوستانم چند برنامه ضبط شده اش را داده بود
گوجه سبز
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
خرداد ماه امتحانات است و خروج از جلسه که اگر با موفقیت در پاسخ به سوالات توام باشد یکی دو ساعتی می شود اینطرف و اونطرف ول گشت و چشم و دلی از عزا در آورد.سرکوچه ی متصل به خیابان اصلی، پسر جوانی (احتمالا دانشجو) پشت فرمان پژو پرشیای پارک شده وسط کوچه، با نایلونی پر از گوجه سبز تو دستش شیشه را پایین کش
شب چره
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:45
امسال محصول زرد آلوی باغچه خیلی زیاد بود. کلی جعبه زدیم و اینور و اونور دادیم. خیلی شم برگه کردم و بردم پهن کردم بالا پشت بوم تا قوت خوشمزه شب جره های زمستونمون بشه. آلبالو هم خشک کردم و مقداریشم سرحال و تازه بسته بندی کردم و فرستادمشون تو فریزر برای چای آلبالوی شبهای بلند زمستون با دارچین و زنجبیل.